مهديسمهديس، تا این لحظه: 16 سال و 27 روز سن داره

مهدیس نفس مامان و بابا

عكس و خاطرات این چندروز

سلام عزيزم. الهي قربون اين فيگور گرفتنانت بشم.دوست دارم عشقم. عزیزم نمیدونم چرا این آخر ماهی اینقدر برامون سنگین و اتفاقهای بد می افته. هفته پیش سه شنبه ١٣/١٢/٩٢ مامانی طیبه زنگ زد و گفت دایی میثم با موتور تصادف کرده و تو بیمارستان که خدا خیلی بهش رحم کرد و رباطهای پاش پاره شده که باید حسابی استراحت کنه. پاهاش فعلا تو آتل هست تا روز چهارشنبه که گچ بگیرن و تا ٤ ماه تو گچ بمونه، اگر جوش نخورد باید عمل بشه. تا روز شنبه ١٧/١٢/٩٢ که شمارو که با بابا مهدی آوردیم گذاشتیم مهدکودک بعدش بابا گفت باید برم بیرون از اداره که من گفتم باشه کاری داشتم تماس میگیرم. من هم از روی عادت همیشگی که بابا زنگ میزدم، زنگ زدم و بابا هم با خورسندی جواب تلفن ...
20 اسفند 1392

مهديس و برف بازي در مهدكودك

 سلام عشقم، سلام زندگیم. این ماه که آخرین ماه سال هست و کارهای عید. پنجشنبه با بابا رفتیم سمت بازار بزرگ. ساعت ٩ صبح رفتیم و ٥ بعداظهر اومدیم خیلی شلوغ بود و ملت بود که اومده بودند برای خرید. لباسها هم خیلی گرون. مانتو که زیر ٣٠٠ هزار تومن نبود. برای شما هم یه حوله تن پوش و کلاه و خورده ریز خریدم. دیروز تصمیم گرفتیم که کمی از اسباب بازیها و وسایل اضافی رو جمع کنیم اما مگه شما گذاشتی. همش از توی جعبه ها درمیاوردی و تازه یاد بازی کردن با اونها می افتادی. دیگه خونه رو کرده بودی شهر شام. من هم دیگه خیلی خسته شده بودم و نمیدونستم چیکار کنم. که دیگه با جدیت باهات برخورد کردم و بالاخره کمی جمع شد. ولی هنوز پرده ها و ملحفه ها مونده که دیگه ...
10 اسفند 1392

زمستون

سلام عزيز دلم. ميدونم كه بعدها بزرگ شدي ميگي عجب ماماني تنبلي داشتم كه وبلاگم رو به روز نمي كرد. ولي ميدونم كه خودت با اين اتفاقهاي اخير كه افتاده و آخر سال شدن و كارهاي زياد ماماني رو درك ميكني. عزيزم خيلي شيطون شدي و كلاً حرف حرف خودت هست. سلام كردن رو هم اصلا دوست نداري. نميدونم چرا؟ خيلي باهات صحبت كردم، ولي فايده نداشت. حتي با تشويق كردن، جايزه خريدن و... نه. طوري كه ديگه پدربزرگ ها و مادربزرگها صداشون دراومده. ولي من دفاع ميكنم و ميگم كه همه بچه ها تو اين سن همينطورن. حتي به مربي مهدت خاله منظر هم گفتم، اون هم گفت كه خيلي از بچه ها همينطورند. اصلاً زورت نكنم و سنتون كه بالاتر بره درست ميشه. بابا مهدي هم كه شما رو خيلي بد عادت كرده ...
5 اسفند 1392
1